محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6127
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وزارت گرفت ، فضل بن مروان از ديوان خراج معزول شد و عيسى بن فرخانشاه به جايش نشست . وصيف عامل اهواز شد و بغاى صغير عامل فلسطين ، در ماه ربيع - الاخر . پس از آن بغاى صغير و دستهء وى بر ابو صالح يزدادى خشم آوردند كه ابو صالح سوى بغداد گريخت ، در ماه شعبان ، و مستعين محمد بن فضل جرجرايى را به جايش نهاد . ديوان رسايل را به سعيد بن حميد داد به رياست ، و حمدونى در اين باب گفت : « سعيد از آن پس كه با دو جامه ژنده به سر ميكرد « و نوبتى نداشت شمشير آويخت « خداى را آيتهاى منزل هست « و اين براى ما آيت منزل است . » در اين سال على بن جهم كشته شد ، سبب آن بود كه وى از بغداد سوى مرز مىرفته بود و چون به نزديك حلب رسيد ، به جايى كه آن را خساف گويند ، سواران كلب به دو رسيدند و او را كشتند و بدويان هر چه را همراه وى بود گرفتند وقتى به راه ميرفته بود شعرى گفته بود به اين مضمون : « مگر بر شب شبى افزودهاند « يا سيل ، صبح را ببرده است ( 265 « اهل دجيل را به ياد آوردم « اما من كجا و دجيل كجا ! » كه منزل وى در خيابان دجيل بود . در اين سال جعفر بن عبد الواحد از قضا معزول شد و جعفر بن محمد برجمى ، از مردم كوفه ، بر آن گماشته شد . به قولى اين به سال دويست و پنجاهم بود . در اين سال ، در ذى حجه ، مردم رى به زلزله اى سخت دچار شدند كه از آن